این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی ازوست،گر بگویم که تو در خونی منی بهتان نیست!
________________
خب...
کیتن کوچولو گفتی یه یادگاری اینجا برات بزارم و فکر کنم این خوب باشه..نه؟اول کتابت بنویسش و فراموشش نکن...جوری که هربار دیدیش یاد یه مانستر بی ادب بیوفتی..(فکر هم نکن این آخرین پستم تو این وبه...بازم اعلام حضور میکنم توش)
از 10 ماه قبل که تو،انجل کوچولو اومدی تو زندگیم...خیلی اتفاقا افتاده که نباید همشو بگم..نه؟
ولی درهمین حد بدون که اگه این مانستر گاهی وحشی میشه دلیلش خودتی(در جریانی که)
قولتو فراموش نکن...و همیشه بخند
هوم؟
افرین کیتن..
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را...
اسفند ماه 1400