چالش " زندگی به شرط چاقو "

 

فرض کن یه بیماری لاعلاج گرفتی و دکتر ها جوابت کردن و بهت گفتن فقط چند ماه زنده میمونی و تو تنها کسی هستی که اینو میدونه و بقیه اینو نمیدونن... از مطب دکتر میای بیرون و :

*اون لحظه ای که دکتر بهت گفت چند وقت بیشتر زنده نیستی چه حسی بهت دست داد؟

خب قطعا حس خوبی نبود چون جدیدا ترس از مرگ گرفتم نمی دونم چرا شاید چون از یه چیزی مطمئنم ... "اون دنیا چوب تو کونمه اره " حیح اشک - قراره برای کلی کارای زشت تنبیه شم نماخامTT

*الان که تو این شرایطی کلماتی که برات معانی خاصی داشتن ایا تغییری کردن؟ تعریفت از مرگ و زندگی..... خانواده و دوست.... ارزو....

ها ؟ نمی دونم واقعا ... نمی دونم

*چیکار میکنی تو این فرصت باقی مونده؟

به خودم زحمت می دم از اتاقم بیام بیرون و با خانواده عزیز وقت بگذرونم

عااا به کسخل بازیا بیشترم ادامه میدم

میشینم صب تا شب با درسام حرف می زنم :)) بغض -

کلیییی انیمه تکراری می بینم

می رمم شهر بازییییییی

سوار یه ماشین مییشممم نصف شبی از خونه فرار می کنمم صبش با قیافه پف کردم دم در خونه درسامم . خنده -

تا خرخره یه بارم شده مست می کنممممم 

شلوار مردمو تو خیابون بدون خیجالت پایین می کشممم

دست درسامو میگیرم می دزدمش میبرمش یه جا فقط خودمون دوتا باشیم نیهاهاهااا=-=

*چه کارهایی بوده که میخواستی بکنی ولی حالا دیگه نمیتونی؟

فرصت برام نمی مونه دیگه :))

ولی می خواستم به مامان بابام ثابت کنم که منم مثل بقیه اطرافیانشونم ... مثل اونا می تونم بهترین باشم ... ولی من همین الانشم شکست خوردم نمی دونم :)

ورزشمو ادامه بدم ... تا به بابام ثابت شه لجبازیمو کنار بزارم میتونم بهترین باشم :)

*چه پشیمونی هایی داری؟

اینکه اون هما شبا الکی گریه می کردم و با هرچیزی ک اطرافم بود به خودم اسیب می زدم.

به کسایی اعتماد کردم ک نباید دل به کسایی بستم ک یه ذره هم لیاقتمو نداشتن.

این همهه گناااه کردمممم.

نمازمووو ول کردمممم . جیخ زدن - خودا ببشممم"))

از وقتم بهترین استفاده رو نکردم ...

*چیزی هست که بخوای جبرانش کنی؟

خیلی چیزا هست در واقع ...

*کسی هست که بخوای ببینیش؟

ارهههههههههههه ارههههههههههههههههه

بغض - درسامووووو قبل مرگم حتماا باید ببینمششششششش لهشخعتلکخهقظمبظتلش :»»

بعد دوتایی میریم پیش سلدا و آتنا خره و البتهه داداش پری نازیمم هاهاها *-*

*دلت برا چیا تنگ میشه؟

حرف زدنام با درسام .. لوس بازیام .. بچه بازیام :))

عروسکاممم :))

تختممم:))

شیرکاکائووو:)))

لپ تاپممم :)))

*چجوری میخوای به اطرافیانت بگی؟ اصن دوست داری بهشون بگی؟ یا دوست داری بی خبر بری؟

نمی تونم بگم هیجوری نمی تونم بگم ... نه دوست ندارم چون نمی خوام روزای اخر زندگیم اشک کسایی ک دوسشون دارمو ببینم .. نمی خوام از چیزی خبردار شن :)

*جایی هست که بخوای بری ؟ دوست داری تنها بری یا باکسی بری؟

غنچه کردن لبم -

بلی بلی

با درساامم بریم تو یه کاخ ناناص عف تو دل جنگل وحستناک باسهه هعب ؟:»»» کلیی دلخت و چیزای گوگول مگولم اونجا باسهه .

شهربازیم باهاش می خوام برمممم :»»

خونشونم می خوام برم . خنده شیطانی - 

*از ادما دوری میکنی؟ یا بیخیال رفتار میکنی؟

دور نموکونم در همین ماه های باقی مانده بیشتر به اعصابشان می رینم ! هه ههT-T

منبعععع چااالش=-= 

هعلی باحال بود گوگولی :»

ولی یه چیزی ... من قراره تو بغل درسام بمیرمااا :))

  • - ناشناس -
Sunday 2 Mordad 01 , 19:38 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒆𝒕

یووووهوووووووو مهدیس خوسلهه بالاخرههه چالشش رفتتتتتتتت

بزن دس خسنگه لو
Sunday 2 Mordad 01 , 19:38 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒆𝒕

مننن ناماخام بمیرم وهلییییییییییی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐊𝐢𝐧𝐠𝐝𝐨𝐦

Weł¢øмe тø мч šтяαиge ωøяłđ

:)...𝑵𝒐𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈
Designed By losifer Powered by Bayan